الشيخ علي اكبر النهاوندي
159
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
آنكه گفتند : لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً « 1 » . از جمله معلومات است كه هرگاه فجر ينبوع براى ايشان مىكرد ، هرآينه ايمان برايشان اكمل و اتمّ مىشد ولى با اين وجود ، اتيان اين معجز واجب نبود . اگر بگويند : شايد عدم وجوب آن ، به جهت مفسدهاى بوده است . مىگوييم : بنابراين واجب است بگويند : لطف به ابلغ وجوه واجب است ؛ به شرط آنكه در آن احتمال مفسدهاى نباشد . [ شبههء چهاردهم : عدم دسترسى سلاطين جور به حضرتش براى توبه ] 15 صبيحة بدان شبههء چهاردهم مخالفين دربارهء امام عصر و ناموس دهر اين است : بنابر قول شما اماميّه كه غيبت و استتار مهدى موعود را به جهت خوف از سلاطين جور و اعادى مىدانيد ؛ اگر سلاطين جور و متغلّبين در بلاد بخواهند توبه كنند و حقّ آن جناب را به او بدهند ، چارهاى ندارند و به حسب ظاهر نمىتوانند ، چراكه آن جناب غايب است و به او دسترسى ندارند تا حقّش را تسليم نمايند و خود را فارغ كنند ، لذا توبهء اين جماعت هرگز مقبول نمىشود . [ پاسخ به شبهه ] جواب اين شبهه ، چنانكه در نجم ثاقب « 2 » آمده اين است كه در توبه نمودن هر يك از سلاطين جور و متغلّبين در بلاد كافى است اينكه از تصرّف ، تقليب و تغلّب در چيزهايى كه خدا آنها را حقّ او قرار نداده دست بكشد و از نشستناش در مقامى كه نشستن در آن بر او جايز نبود ، پشيمان گردد و بر عدم معاودت عزم نمايد . چون هر يك از آنها چنين كردند ، وظيفهء خود را به جا آورده و تكليف خود را ادا نمودهاند و
--> ( 1 ) . سورهء اسرا ، آيه 90 . ( 2 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 1 ، صص 336 - 335 .